بایگانی

بایگانیِ ژوئیه 2010

تکامل تدریجی موجودات زنده

تکامل یک مبحث بسیار گسترده و بزرگ و تخصصی است و نوشتن در ارتباط با آن در جاهایی که ارتباطی با رشته ھای علمی فوق تخصصی ندارد بسیار دشوار است، زیرا از طرفی مطالب نباید بسیار عمیق و پیچیده و فنی باشند، و از طرف دیگر نباید بسیار سطحی باشند. ھدف از نوشتن این مطلب فقط آشنایی جزئی با تئوری تکامل است و نه شرح یا توضیح علمی آن .  

 

یکی از بهترین کتابهایی که تا کنون خوانده ام کتابهایی درباره تکامل انسان است . و از کتاب انسان به روایت زیست شناسی (آنتونی بارنت ) و کتاب تکامل دارین بسیار زیاد آموختم و کتاب اصل انواع داروین . چند روزی هم میشود که کلی مقاله و کتاب از اینترنت گرفته و مطالعه کردم . این پدیده تکامل چقدر جالب است ! چارلز داروین دانشمند و زیست شناس انگلیسی و بنیانگذار نظریه تکامل تدریجی است . چند شب قبل برنامه بسیار جالبی در مورد تکامل انسان و فسیلهای باقی مانده از انسانهای قبل از ما توی یکی از کانالهای ماهواره دیدم .

زمین تقریبا چهار و نیم بیلیارد سال قبل بوجود آمده . و طی چهار دوره زمین شناسی به شکل امروزی درآمده . دانشمندان معتقد هستند که در بیشتر تاریخ زمین، حیات تنها به شکل موجودات ریز تک سلولی بوده است. قدیمی ترین فسیلهای به دست آمده از موجوداتی که دارای چندین سلولند، مربوط به حدود 600 میلیون سال پیش می باشند. بیشتر این موجودات با همه گونه های فعلی حیات تفاوت داشته اند. چهار دوره زمین شناسی اصلی داریم : (از کتاب پیدایش انسان و عاید داروین )

1-  دوره خیلی قدیم یا آرخئین

2- دوره قدیم یا دوره پالئوزوئیک (Paleozoic)

3-  دوره وسطی یا دوره مززوئیک (Mesozoic)

4 – دوره جدید یا دوره سنوزوئیک (Cenozoic)

(مطالعه بیشتر در مورد پیدایش زمین )

همه تغییرات موجودات زنده طی این چهار دوره انجام شده با تغییراتی که در جو زمین و نوع آب و هوا بوجود آمده . چیزی که به نظر من یک حقیقت محض است این است که انسان محصول تکامل است و تکامل سنگها و موجودات زنده صدها میلیون سال به طول انجامیده . تکامل به تغییر جانداران در طول زمان گفته می‌شود و مانند گردش زمین به دور خورشید یک حقیقت علمی است. به بیان دیگر تغییر جانداران در طول زمان و اینکه همیشه به این شکل نبوده اند یک حقیقت است. داروین پس از پنج سا سفر دور دنیا با کشتی «بیل» نظریه‌پرداز تئوری تکامل ارگانیک به وسیله انتخاب اصلح در طبیعت را ارائه کرد . داروین به این نتیجه رسید که اشکال انواع حیوانی و گیاهی ثابت نبوده بلکه در طول دوره‌های زمین‌شناسی تکامل یافته‌اند  . نظریه تکاملی بر اصل انتخاب طبیعی یا همان «تنازع بقا» و «بقای اصلح» استوار هست . البته برداشت کنونی ما از نظریه تکامل که ترکیبی از قوانین وراثت ژنتیکی و انتخاب اصلح می‌باشد به مراتب کامل‌تر از تئوری اولیه داروین است. اصل انتخاب اصلح در واقع اصل گسترده و دامنه‌داری است که در تمام زمینه‌های دیگر مانند انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی ، علوم سیاسی و اقتصادی کاربرد دارد .

پایه علم زیست شناسی در جهان امروز بر پایه اکتشافات داروین است . بطور خلاصه میتوان گفت که : کلیه موجودات از ماده تشکیل شده اند و ماده از سلول ، ماده طبق خاصیت قانون بقاء ماده ،دائما» از صورتی به صورت دیگر تبدیل می شود. این حالت را در موجودات زنده و در علم زیست شناسی جهش مولوکولها می گویند . این جهش و تغییرات در موجودات زنده معمولا» به سوی بهتر شدن می باشد.جانوری که از یک سلول به چند سلول جهش پیدا کرده هم مقاومتر است و هم مانا تر . این جهش بخاطر بدست آوردن شرایط زیستی بهتر توسط همه ماده ها و سلولها اتو ماتیک انجام می شود . این بهتر شدن و پیشترفت را تکامل می گویند.نمونه ساده این تکامل نوزاد قورباغه است که ابتدا بدون دست پا وبه شکل ماهی به دنیا می آید و نمی تواند در بیرون آب زندگی کند چون آب شش دارد. سپس بعد از یک هفته دست و پا در می آور و باله های آن از بیم می روند و سپس چشمهایش بزرگ شده و آب شش ها تبدیل به شش می شوند و قورباغه طی یک ماه تکامل می یابد. این اتفاق نیز طی چند میلیون سال برای انسان افتاده است . نکته جالبی که باید بدونیم این است که همانطور که آخرین گزارش دانشگاه هاروارد در مورد تکامل داده این است که کلیه موجودات در کره ابتدا یک موجود تک سلولی بودند ، لذا این موجودات به علت اینکه در میلیونها سال پیش نیمی از کره زمین را اب فرا گرفته بود در آب می زیستند . لذا در نمودار تصویری فوق شروع تکامل و جهش های ژنتیکی را از یک ماهی ترسیم کرده است .این موجودی که شبیه ماهی است تکامل یافته موجودات کوچکتری از خودش است که پس از گذشت 10 تا 20 میلیون سال کم کم  تبدیل به ماهی شده اند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 از آخرین تغییر تا امروز که چیزی حدود 900 میلیون سال می گذرد.. قطعا این تغییر در همین جا تمام نمی شود و این جهش ها ادامه دارد…یعنی انسانهای یک مییلون سال دیگر با ما تفاوتهای چشمگیری دارند. برای نمونه به انگشتان کوچک پا اشاره می کنم : این انگشتان کوچک و بدون فایده روزگاری مانند شصت پا بلند و لاغر بودند. برای دویدن و برای شنا کردن و بالای بالارفتن از درخت. تنیجه این حرف از صدها مورد اسکلت پیدا شده انسانهای چند هزار سال پیش بوده است.اما چیزی حدود 2000 سال است که کم کم کوچک شده واز زمانی که پوشیدن کفش مورد استفده بشر قرار گرفت و انسان نیازی به پای برهنه دویدن و شکار کردن نداشت و از چهار پایان استفاده کرد ، این انگشت کم کم کوچک شد.  به تصویر عجیب زیر نگاه کنید !! جنین موجودات زنده در ابتدا بسیار شبیه به همدیگر است ولی پس از انجام تکامل در رحم مادرشان یواش یواش تغییر می کنند . واقعا جالب است !!

 

داروین پس از پنج سال سفر با کشتی سلطنتی انگلستان در دور دنیا و جمع آوری صدها گونه سوسک حشره و پرندگان مختلف و اسکلت جانوران نظریه اول خود را در سن سی و پنج سالگی اعلام میکند.اصول نضریه داروین :

1 – گونه های گیاهان و جانوران ثابت نیستند، آنها در طول زمان دچار تغییر و تحول می شوند اما در عوض تمام آنها به یک جد مشترک باز می گردند.»
چند سال بعد داروین به نظریه تک سلول بودن ابتدای موجودات زنده در میلیونها سال پیش نزدیک شد .داروین متوجه شده بود با وجود آنکه برخی از حیوانات در دریا شنا می کنند یا مانند خفاش پرواز می کنند و یا در خشکی راه می روند، اما در تمام موارد شباهت های بسیار زیادی میان دست و پای آنها وجود دارد او بر این عقیده بود که گروه بزرگی از حیوانات مانند پستانداران یقینآ به یک جد مشترک باز می گردند. جسارت او به حدی رسیده بود که می گفت : «نگاه کنید؛ بال یک خفاش دقیقآ مشابه دست های یک انسان است!»

2 – گونه قوی تر در طبیعت زنده می ماند «

3 – تفاوت گونه های جانداران بیشتر از آنکه به نوع آب و هوا و شرایط محیطی قسمت های مختلف جغرافیایی باشد، به موانعی مانند دریا، صحرا، سلسله کوه های بلند و … مربوط می شود که مانع از عبور جانداران از آنها می شود ..
اصل انواع‌» : طبق گفته داروین میگوید : موجودات زنده از اشکال ساده نظیر باکتری‌، به اشکال پیچیده‌تر نظیر انسان تکامل یافته‌اند. این تحول و تکامل زاییدۀ تصادف یا جهش مادی و ژنی بوده است‌؛ نخستین مولکول نیز در اثر تصادم اتم‌ها در یک ملغمۀ ابتدایی به‌وجود آمده است‌. نتیجۀ این امر بوجود آمدن موجودات زنده بوده است‌.
در ادامه داروین به دلایل علمی زیراعلام کرد که تکامل وجود دارد :
1- فسیل ها تکامل را اثبات می کنند ( که امروز از نظر زیست شناسی اثبات شده)
2- هومولوژی نیز تکامل موجودات زنده را اثبات می کند (هومولوژی شاخه ای از زیست شناسی است که معتقد است‌ ارگانیزم‌های زنده‌ای که از ساختاری همسان برخوردارند، از یک اصل واحد ناشی شده‌اند و به این ترتیب این نظریه‌، تکامل را اثبات می‌کند )
3- زائده ها تکامل را اثبات می کنند،زائده ها قسمتهایی است در بدن موجودات و اندام آنها که امروز به دردشان نمی خورد و صرفا»جز دردسر در بعضی اوقات مانند اپاندیسیت هیچ فایده ای برای انسان ندارند .تکامل‌گرایان بر این نظر پافشاری میکنند که بدن جانداران دارای اندام‌هایی است که امروز دیگر کاربردی ندارند. اندام‌هایی مثل آپاندیس و لایه‌های نیمه‌کروی در چشم زائده نامید شده اند. طبق این نظریه‌، این اندام‌ها در دوره‌های اولیۀ هستی کاربردی داشته‌اند، اما به‌تدریج که انسان خود را با محیط سازگار ساخت‌، کاربرد خود را از دست دادند. به‌عقیدۀ این دسته از دانشمندان‌، آنها اکنون شاهدی هستند بر آنچه قبلاً بودیم‌.
4- حیات از شکل ساده به اشکال پیچیده حرکت میکند. مانند انفجار یک ستاره که از پراکندگی آن ستارگان دیگر تشکیل میشوند. کره زمین نیز از یک انفجار الکترونی تشکیل شده و کره ما نیز روزگاری جزوی از کره زمین بوده است به این می گویند : شکل ساده حیات!

تفاوت جمجمه در انسان امروزی و انسان اولیه :

 

از ظهور انسان نما ها بیش از دومیلیون سال میگذرد. گونه های مختلفی از انسان که فسیلهای آنها هم در موزه موجود است و من خودم در یک فیلم مستند چند شب قبل دیدم وجود داشته است . از جمله : انسان جاوه یا پیتکانتروپ ، انسان پکن یا سینانتروپ (که این دو را گاهی هموارکتوس یعنی انسان قائم هم میگویند) ، انسان نئاندرتال و انسان هموساپینس که همان انسان جدید است . از دیدگاه دیرین شناسی ، قبل از 100،000 سال و تا حدود 30،000 سال پیش گونه ای از انسان میزیست که دارای اختصاصات اندام شناسی ، ژنتیکی و انسان شناختی متفاوت با انسان امروزی Homo sapien sapiens بوده است.
فسیل Homo sapiens neanderthalensis یا همان انسان نئاندرتال برای اولین بار در سال 1848 در غاری از ناحیه جبل الطارق مراکش و سپس در سال 1856در غاری در دره Neander در شهردوسلدورف آلمان کشف گردید.
از سال 1858 تاکنون بقایای 350 انسان نئاندرتال (مرد ، زن و کودک) در83 نقطه مختلف از جمله در غارهای کشورهای بلژیک ، فرانسه ، ایتالیا ، اسپانیا ، کروواسی ، عراق ، فلسطین ، ازبکستان و شبه جزیره کریمه (اوکراین) کشف گردیده است. ایران نیز بر اساس یافته های دیرین شناسی در مناطق مختلف مانند بلوچستان (آثاری باقدمت 80 تا 100هزار سال پیش) و غارهای کمربند و تویو در نزدیکی شهر بهشهر (چهار اسکلت با قدمت70هزار سال پیش) محل زیست انسانهای نئاندرتال بوده است.

 حتی در تحقیقاتی به این نتیجه رسیده اند که بعضی انسانهای اولیه دم داشته اند . چند سال قبل یک برنانه بسیار جالب از یکی از کانالهای آلمان به اسم vox دیدم که دختری به دنیا آمده بود که سمت داست بدنش درست مثل میمون پر از مو بود و دم هم داشت . تا انسان به چشم نبیند باورش سخت است . البته با عمل جراحی پزشکان در تلاش برای درمان او بودند . و چقدر جالب هم این مشکلات بیمار را برطرف کرده بودند . زمانی که این برنامه پخش میشد فقط یک قسمت از پیشانی کودک مو داشت . بقیه رو درست کرده بودند. چقدر علم پیشرفت کرده . با این همه پیشرفت علم و دانش دیگه جایی برای عقاید خرافی نیست . البته به نظر من .

پراکنده گویی های من

١- دو روز نبودم . رفته بودم برای ثبت نام در کنسرواتوار . وقتی ثبت نام کردن انگاری که دنیا رو زده بودن به نام من . کلی هیجان داشتم . از شدت هیجان به سه تا از دوستام زنگ زدم و کیمیا هم که مثل همیشه پیش دستی کرد و خودش زنگ زد و کلی از هیجانم رو خالی کردم . بعضی از تصمیمها زندگی آدم رو دگرگون میکنه . عجب جایی بود کنسرواتوار . چه حس خوبی داشتم . حس استقلال و آزادی . حس آدمی که به یه موفقیت بزرگ رسیده . موسیقی من رو خیلی هیجان زده میکنه . وقتی خواستم برم تهران سنتورم رو با سلام و صلوات بردم گذاشتم پیش مامانم . خب نمیشد که تنها بمونه . چون باید کولر رو خاموش میکردم . تو دمای ۵٠ درجه اهواز سازم داغون میشد . کلی دلم براش تنگ شد . سازم رو میگم . نخندین بهم خب راست میگم . دوری از سازم سخته . 

یه چیز دیگه که خیلی بهم انرژی و روحیه میده اینه که یکی از در واقع همکاران حدود دوماه اهواز نیست و به همین دلیل کلاسهاش رو به من سپرده و وقتی برگشت قراره یه دونوازی سنتور با هم داشته باشیم . دست به مضرابش خیلی خوبه و با احساس مینوازه . از فکر این دونوازی خیلی به هیجان میام . فکر میکنم همنوازی خوبی بشه چون شبیه به هم ساز میزنیم . دارم ثانیه شماری میکنم که زودتر این مدت کوتاه بگذره و تمرینمون شروع بشه . ٢ – البته با همه خوشحالی و هیجانی که داشتم دو سه تا آدم دور از جون هموتون هیچی نفهم به شدت اعصابم رو ریختن به هم . و میگرنم چنان گرفت که دوستم که خونشون بودم خیلی ترسید و خواست من رو ببره بیمارستان . بعضی از آدمها هیچ وقت آدم نمیشن . هیچ وقت نمیتونن کسی رو دوست داشته باشن . اصلا بعضیها زندگی بهم زن هستن و نمیتونن خوبی کسی رو ببینن . چون تو زندگیشون هیچی جز کینه و نفرت و خودخواهی یاد نگرفتن . چقدر کسی باید حقیر باشه که تو سخت ترین شرایط زندگی اش هم تنها باشه . تنهای تنها . چقدر بده که یه کسی به قدری به دیگران بدی و نفرین کرده باشه که کسی از ناراحتیش ناراحت نشه . مگه آدم چند روز زندگی میکنه که دلش رو جایگاه کینه بکنه ؟

 ٣- چرا مردم ما فکر میکنن زندگی یعنی اینکه ازدواج کنی و بچه دار بشی ؟ اون هم تو این وضعیت نابسامان مملکت ما ؟ اصلا فقط بچه میارن و به فکر تربیتش نیستن . نتیجه میشه یه بچه های بی تربیتی که همه شاکی میشن ازشون . بچه که هستن کسی دوستشون نداره و بزرگ هم که میشن باعث آزار دیگران میشن . حالم از آدمها بی تربیت و کسانی که حرفشون رو بدون فکر میزنن به هم میخوره . از آدمهایی که متلک میگن هم بدم میاد . از آدمهایی که دل دیگران رو میشکنن هم همین طور . از آدمهای ضعیف و بی چاره ای  هم که اجازه میدن کسی براشون تعیین و تکلیف کنه همین طور . از آدمهای بی منطق و خودخواه هم همین طور . از آدمهای قدر ناشناس و دهن بین و ناشکر و بی ادب هم همین طور . از آدمهایی که هر قدر هم بهشون خوبی کنی باز بد هستن و آزارت میدن و آدمهای عقده ای که از هر راهی برای خالی کردن عقده هاشون استفاده میکنن همین طور . کلا : در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد، هر اندازه اوج بگیری کوچکتر خواهی شد .

 ۴- شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت ، ولی میشود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت .

 ۵- داشتم فکر میکردم که چرا نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن هاست که آسایش و خوشبختی میاره ؟ شاید چون فرقی نمیکنه وقتی نبینی  و نفهمی . شاید چون اینطوری مطیع میشی و میتونن بزنن تو سرت .

 ۶- بچه که بودم وقتی خنگ بازی میکردم مامانم میگفت خدا یه عقلی به تو بده و یه کامیون ١٠٠ تومنی به من . (اون موقع ١٠٠ تومن ارزش داشت ) حالا خدا دو تا سنتور عارفی به من بده و یه عقلی به آدمهایی که اذیت میکنن و البته یک دل پاک و بی کینه . بعضی آدمها خیلی حقیر هستن . حتی لیاقت دلسوزی رو هم ندارن .  

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.